چس ناله

وقتی حوصله هیچ چیز و هیچ کس رو نداری،
وقتی حوصله حرف زدن با آدما رو نداری،
وقتی دیگه از کارت لذت نمی بری،
وقتی حوصله کار کردن نداری،
وقتی حتی حوصله نداری با دوستات به تفریح بری،
وقتی از آدمای جامعه بدت میاد،
وقتی احساس غریبی می کنی با همه،
وقتی دوست نداری به خودت فکر کنی،
وقتی احساس ناتوانی می کنی،
وقتی دیروز و امروزت با هم هیچ فرقی نمی کنه،

دیگه باید قبول کنی که افسرده ای…

ظاهر تازه وبلاگ

بلاخره بعد از مدتها وقت کردم ظاهر وبلاگ رو تازه کنم.

از قبلی ساده تره. پوسته پیش فرض وردپرسه. مینیمالیستیک تر از قبلیه.

دیگه پیر شدیم دیگه. شرکاکائو و فرنی می خوریم و وبلاگمونو ساده تر می کنیم.

 

اینترنت ملی چیست؟ خوب است یا بد؟

این روزها  بحث اینترنت ملی داغ شده. دولت گفته به زودی (۲ هفته دیگر) اینترنت ملی راه اندازی میشود. رسانه های خارجی هم در بوغ و کرنا کرده اند که آهای مردم بدبخت شدید رفت. اینترنت را می بندند. فیلترینگ شدیدتر می شود.

چند سال پیش وقتی نام اینترنت ملی به میان آمد همه از جمله خود من می خندیدند. چون خود کسانی که اولین بار نام اینترنت ملی را به میان می آوردند نمی دانستند چیست. صحبت از یک شبکه داخلی جدا از سایر نقاط دنیا بود. یک اینترانت بزرگ. اما ذات اینترنت در جهانی بودن آن است و اگر داخلی باشد دیگر اینترنت نیست. ذات اینترنت در غنی بودن اطلاعات آن است. اینترنت بدون موتور جستجوی گوگل و نقشه گوگل و ویکی پدیا مگر می شود. کدام سرویس داخلی وجود دارد که جای این سرویس ها را بتواند تا حد کمی بگیرد؟

اما این اینترنت ملی که الان صحبتش هست چیست؟

اول بگذارید یکبار دیگر درباره خود اینترنت صحبت کنیم.

اینترنت یک شبکه بزرگ جهانی است که بر پایه یک سری قرارداد پایه گذاری شده. مثلا اینکه کاربران فلان کشور باید فلان IP Range را داشته باشند. یا اطلاعات باید تحت قرارداد TCP/IP منتقل شوند. حالا اگر کسی از این قرارداد ها پیروی نکند خود بخود از اینترنت جهانی بیرون می افتد. کسی دست کسی را نبسته که حتما از این قرارداد ها پیروی کند اما همه می دانند اگر پیروی نکنند دیگر ارتباطشان بر قرار نمی شود و خود به خود از شبکه بیرون می افتند.

پس اینترنت ملی ما برای ارتباط داشتن با جهان باید تابع قرارداد های جهانی باشد. این از این.

حالا برای اینکه متوجه بشویم اینترنت ملی خوب است یا بد بگذارید در مورد ساختار شبکه اینترنت صحبت کنیم.

اینترنت یک شبکه ابری است. شبکه ابری یعنی چه؟ یعنی در هیچ جای دنیا مرکزیت ندارد. اینترنت یک شبکه بزرگ از شبکه های کوچک تر پیوسته به هم است. هر شبکه خود شبکه های کوچک تر در خود دارد. این یعنی هر کشوری یک شبکه بزرگ داخلی دارد و شبکه خود را با پیروی از قراردادهایی که بالاتر گفتم به شبکه جهانی متصل کرده است. مثلن کشور چین خود میزبان وب سایت های چینی است و کشور آلمان خود میزبان وب سایت های آلمانی. و در عین حال وب سایت های هر کشور توسط کاربران کشورهای دیگر نیز قابل دسترسی هستند.

می دانید چیزی که بسیار ناراحت کننده است چیست؟ این که ایران تا همین الان که این مطلب را می نویسم در اینترنت نقش یک مهمان بزرگ را ایفا می کند. ایران شبکه داخلی ندارد. ایران مهمان شبکه های داخلی کشورهای همسایه است. شبکه ایران از طریق مویرگهای شبکه های کشورهای همسایه، آن هم به زور به اینترنت جهانی متصل است. یادتان می آید که هر از گاهی یک کشتی با لنگرش یکی از سیم های تامین کننده پهنای باند ایران را قطع می کرد و ما یک هفته ده روزی خون گریه میکردیم؟

حالا اینترنت ملی چیست؟

همان شبکه داخلی ایران که قرار است میزبان وب سایت های ایرانی باشد. همان زیرساخت گران قیمتی که می گویند دارند آماده می کنند.

من متاسفم که اسمش شده اینترنت ملی. یک نام گذاری بچه گانه برای چنین کار بزرگی.
ملی؟ اینترنت مگر ملی هم میشود؟ بخدا ارزش کار خودتان را میاورید پایین.

اینترنت ملی بالاخره خوب است یا بد ؟

خوبی های این شبکه ۱۰۰۰ برابر بدیهایش است. نگران فیل ترینگ هستید؟ نباشید هیچ تغییری نخواهد کرد. نه بیشتر می شود نه کمتر.

نگران این هستید که وقتی در اینترنت کار می کنید قابل شناسایی باشید؟ قابل شناسایی بودید. اگر این شبکه راه بیوفتد قابل شناسایی تر می شوید. این در همه کشورهای دنیا هست. من به نگرانی های کسانی که مثلن کار سیاسی و … می کنند و می خواهند شناسایی نشوند اصلن اهمیت نمی دهم. چون برای کسانی که بخواهند در محیط اینترنت شناسایی نشوند راه های زیادی هست.

من نظرم این است که قدم گذاشتن در اینترنت هم مانند قدم گذاشتن در یک جامعه است. همه باید پاسخگوی اعمالشان باشند. پس قابل شناسایی بودن کاربران دیگر امنیت خود شما را بالا می برد. قانون حتی اگر بد هم باشد وجودش از بی قانونی بهتر است.

خوبی دیگر به وجود آمدن شبکه داخلی بالا رفتن سرعت اینترنت است. شما به پهنای باند ارزان دسترسی خواهید داشت. مثلن یک وب سایت پر بازدید و پر ترافیک مثل دانلود سنتر ها اگر در ایران باشند، ایران نباید برای ارتباط با محتوای آن وب سایت هزینه گزاف ترافیک بپردازد.

راستی نگران پروتکل های مختلف نباشید. اگر قرار باشد PPTP و L2TP و … را ببندند یا باز کنند همین الان هم می توانند.

ببینید اگر همانطور که ادعا کرده اند که اینترنت ملی راه می اندازند و ال می کنند و بل… بتوانند راه بیندازند آثار خوبی دارد برای همه. بهتر است استقبال کنیم. این یک قدم بسیار بزرگ برای ایران و مایی که در آن زندگی می کنیم خواهد بود.

تفاهم فکری

وقتی این نوشته را می نوشتم اصلا حواسم به تکه شعر زیر نبود. برام شیرینه این تفاهم فکری:

کار مانیست شناسایی راز گل سرخ،
کار ما شاید این است،
که در افسون گل سرخ شناور باشیم،
پشت دانایی اردو بزنیم

واژه واژه من

این تکه شعر رو امشب در ترانه رستاک شنیدم. واقعن عجیبه برام. دقیقن همین حرف ها رو در آخرین مکالمه م با یک دوست بهش گفتم و خداحافظی اون مکالمه شد آخرین خداحافظی.

دنیای ما اندازه هم نیست….
میبوسمت اما نمیمونم…
تو دائم از آینده میپرسی…
من حال فردامم نمیدونم…
تو فکر آغوش محکم باش…
آغوش این دیوونه محکم نیست..
صد بار گفتم باز یادت رفت…
دنیای ما اندازه هم نیست….
دنیای ما اندازه هم نیست…

نظریه پردازی من درباره بهترین برخورد اجتماعی

آدم هرچقدر بیشتر در بازار کار حضور داشته باشه تجربه بیشتری در برخورد با اجتماع کسب می کنه. خیلی وقتا این حس کاذب بهم دست داده که تجربه زیادی در رفتارهای اجتماعی دارم و می تونم در موقعبت های مختلف برخورد مناسب و صحیح رو داشته باشم. اما همیشه وقتی به تفکر و نگاه یک سال پیشم نگاه می کنم خندم میگیره و این یعنی برای من روزی نبوده که در بازار کار باشم و چیز جدیدی یاد نگیرم.

من به واسطه حضور در بازار کار با آدم های زیادی برخورد می کنم و هر کدوم بهم جیز جدیدی یاد می دن. خیلی برخوردها و مکالمات برام تکراری شده و جایی که لازمه حواسم جمع باشه سعی می کنم حرکات آدما رو پیش بینی کنم. اما همونطور که گفتم هر روز آدمای پیچیده تری به پستم می خورن و خیلی وقتا احساس می کنم جوونم و بی تجربه.

توی مدت اخیر دو برخورد جالب با دوستانم برام پیش اومد که این افکار رو به ذهنم جاری کرد و باعث شد این مطلب رو بنویسم. یکی موردی که شخص مقابلم تجربه من رو با معیارهای خودش سنجیده بود و خیلی بچگانه سعی می کرد بهم ضربه بزنه و از مسیر خارجم کنه اما در تمام مدت من بهش خندیدم و مورد دیگه همکاری کوتاه مدتم با آدم بسیار باهوش و پیچیده ای که یه جورایی در شناخت به موقعش ناکام موندم و به اشتباه بهش اعتبار دادم.

الان واقعا درک می کنم که تجربه یعنی چی. تجربه به آدم قدرت تصمیم گیری میده. مثلن قدرت تصمیم گیری در مورد اینکه فلانی رو حذف کنم یا نه. تصمیم گیری در مورد اینکه به فلانی فرصت بدم یا ندم.

شمایی که از نزدیک من رو میشناسید و احتمالن می دونید اشاره م به چه ماجراهاییه، اگر روزی دیدید من به کسی فرصت ندادم که خودش رو بهم ثابت کنه بدونید برای تجربیات ناموفق الانمه. و اگر رابطه دوستیم رو خیلی عجیب با کسی قطع کردم بدونید بخاطر تجربه ناموفقم در دوستی با افرادی شبیه اونه.

الان دیگه اطمینان دارم که اقتصاد (در معنای عام کلمه) در روابط اجتماعی هم جاریه و باید جاری باشه.

اگر دوست دارید کمتر مورد سوء استفاده واقع بشید به نظر من بهترین Performance در اجرای الگوریتم زیر باشه:

  1. شما احساس یا اعتباری رو خرج کسی کردید.
  2. اگر با حساب و کتاب بهتون پس داد همه چیز آرومه اما اگر این کار رو نکرد به مرحله بعد برید.
  3. اگر برای خودتون اعتباری قائل نیستید باز همه چیز آرومه اما اگر قائلید به مرحله بعد برید.
  4. سعی کنید به زور احساسات و اعتباری که بهش دادید رو پس بگیرید و بعد از اینکه پس گرفتید هیچ وقت باهاش ادامه ندید و به لیست سیاهتون بفرستیدش.

اگر با الگوریتم من موافق نیستید لطفا بگید چرا

گزارش بازدید من از نمایشگاه رسانه های دیجیتال سال ۱۳۹۰

نمایشگاه رسانه های دیجیتالساعت ۵٫۵ بعد از ظهر همراه با همکاران شرکت به نمایشگاه رسانه های دیجیتال رفتیم. نمایشگاه در شبستان مصلی برگزار شده بود.

از الان گفته باشم منتظر هیچ تعریف مثبتی از جانب من نباشید. فقط می خوام انتقاد کنم و تاسف بخورم.

وارد سالن که شدیم از باجه اطلاعات نقشه نمایشگاه رو خواستم تا غرفه یکی دو تا از شرکت های همکار رو پیدا کنیم. اما گفتن شرمنده تموم کردیم. گفتم روز دوم نمایشگاهه! گفتن آقا شرمنده امسال اصلا نقشه چاپ نشده. گفتم خوب چرا راستشو نمیگین. گفتن والا ما فقط یک اطلاع رسانیم حالا اسم شرکتی که دنبالش هستید رو بگید تا تو نرم افزار جستجو کنیم. من هم اسم رو گفتم و پیدا نکردند.

اثری از شرکت های نرم افزاری بزرگ ایرانی نبود. تنها شرکت هایی که واقعا محصول تولید کرده بودند چند شرکت بازی سازی بود که اونها هم توی همه نمایشگاه ها با همون بازی هاشون شرکت می کنن.

من خیلی دوست داشتم بخش پایگاه های اینترنتی رو ببینم و میشه گفت تمام نمایشگاه رو گشتم تا گوشه تاریک و خلوتی که به غرفه وب سایت های اینترنتی داده بودند رو پیدا کنم. به نظر من تنها جایی که نماد وضعیت IT در ایرانه همین یک بخشه که میشه گفت در بدترین جای نمایشگاه با سقف کوتاه و نور کم قرار گرفته بود و با اینکه بخش های دیگه نمایشگاه پر از بازدید کننده بود اون بخش خالی و خلوت بود. با دلخوری چند قدمی اونجا گشتم و فقط غرفه zoodfood رو فعال دیدم.

یکی از بزرگترین غرفه های نمایشگاه برای پلیس سایبری (فتا) بود. که داخلش پر صندلی بود و یک نفر پشت بلندگو در حال آموزش خطرات و توطئه های سایبری بود. بماند که چرا … و چرا … اما مشکل من با این غرفه این بود که یک بار از جلوش رد شدم دیدم صدای بلندگو به قدری بلند بود که صدای دوستم که کنارم بود رو نمیشنیدم. با خودم گفتم چطوری به این غرفه اجازه دادن که کار همه نمایشگاه رو مختل کنه و همه غرفه های اطراف تحت تاثیر این غرفه قرار بگیرن. گفتم خوب لابد حرف هایی که اون شخص آموزش دهنده میزنه خیلی مهمه. نیم ساعت بعد دوباره از جلوی اون غرفه رد شدم دیدم جلسه آموزش تمام شده اما از بلندگو صدای موسیقی سنتی پخش میشه. و این بار نفهمیدم که واقعا چرا موسیقی سنتی پخش می کنه غرفه پلیس سایبری.

وسط وسط وسط نمایشگاه یک غرفه بود که صنایع دستی می فروخت. پرسیدیم شما توی نمایشگاه رسانه های دیجیتال چه کار می کنید. مسئول غرفه به جوک و با خنده گفت خوب ما این سنگ ها و لوح ها رو دیجیتالی می سازیم.

به اختصار میگم. به نظرم نام نمایشگاه رسانه های دیجیتال به اشتباه برای این نمایشگاه انتخاب شده. این نمایشگاه باید اسمی شبیه نمایشگاه رسانه های مذهبی یا نمایشگاه رسانه های سیاسی می داشت. چون به نظر من فرصتی به شرکت هایی که کار صنعتی و تجاری کرده بودن داده نشده بود. یا شاید خودشون شرکت نکرده بودن.

مورد دیگه اینکه غرفه های نمایشگاه جوری چیده شده بود که هرگز بازدید کننده ها نتونن به مسیرشون نظم بدن و همه نمایشگاه رو ببینن. واقعا بی برنامگی و بچه بازی در همه جا موج میزد.

از دیدگاه من سطح نمایشگاه رسانه های دیجیتال هر سال پایین تر از سال پیشه. امسال این نمایشگاه فقط یک شوخی بزرگ بود.

بازدید پارسال من از این نمایشگاه من رو از گرفتن غرفه در نمایشگاه امسال منصرف کرد و بازدید امسالم من رو از بازدید در سال آینده منصرف کرد.

راستی! این فقط یک گزارش به ناچار انتقادی از زاویه دید من به عنوان یک بازدید کننده مشتاق بود و ممکن است شامل کل واقعیت نباشد.

به نظرم نام نمایشگاه رسانه های دیجیتال به اشتباه برای این نمایشگاه انتخاب شده این نمایشگاه باید اسمی شبیه نمایشگاه رسانه های مذهبی یا نمایشگاه رسانه های سیاسی می داشت.

دنیای بدون استیو جابز

اپل امروز اعلام کرد استیو جابز در سن ۵۶ سالگی درگذشته. خبری که من رو هم مثل همه شوکه کرد. مرگ کمتر کسی اینقدر من رو متاثر کرده بود.

استیو جابز همیشه برای من مثل یک قهرمان ستودنی بود. استیو جابز دنیا رو تغییر داد. یک نابغه واقعی بود و کارهایی که کرده برای همیشه روحش رو زنده نگه میداره.